خلاصه داستان : اقتباسی از یک نمایش تئاتر که داستان در دو صحنه موازی روی می دهد. یک زن از جنوب یونان به اجرای هنر دعوت می شود

خلاصه داستان : اقتباسی از یک نمایش تئاتر که داستان در دو صحنه موازی روی می دهد. یک زن از جنوب یونان به اجرای هنر دعوت می شود
خلاصه داستان : وقتی رادو میفهمد که چند ماه مهلت زندگی دارد، فرار میکند تا این که به روستایی دورافتاده میرسد، جایی که در کلبه کوچک خود در بالای یک تپه پناه میگیرد. زمان می گذرد و رادو شروع به زندگی جدیدی می کند،...
Radu lives a solitary, sterile life. A promising job interview seems to give him a chance of breaking free from depression, but after some medical tests required by the company, he finds out that he only has a few more months left to live.
1 بار برنده جایزه و 1 بار نامزد دریافت جایزه
خلاصه داستان : میرچه، یک افسر اطلاعاتی بازنشسته، متوجه می شود که پسرش در کوهستان گم شده است. پس از روزها جستجو، میرچا تیم نجات خود را گرد هم آورد که منجر به درگیری با جوخه محلی شد.
Mircea, former Intelligence officer, finds out that his son from has gone missing in the mountains. He travels there to find him. After days of searches, Mircea put his own rescue team together, leading to conflict with the local squad.
3 بار نامزد دریافت جایزه