خلاصه داستان : شمال خلیج هادسون مایک دین در یک قایق بخار که به سمت شمال می رود، جایی که برادرش طلا زده است، عاشق استل مک دونالد می شود. هنگامی که او به پست تجاری کانادا می رسد، دین متوجه می شود که برادرش به قتل رسیده و شریک زندگی او به عنوان قاتل به اعدام محکوم...
On a steamboat heading North, where his brother has struck gold, Mike Dane falls in love with Estelle MacDonald. When he arrives at the Canadian trading post, Dane learns that his brother has been murdered and his partner sentenced to death as the killer.
