خلاصه داستان : پلیس انزو ویتلو، مردی با گذشتهای تاریک، در سرزمینی پراکنده و غیرمهماندوست، شیفته «داستایفسکی»، قاتل زنجیرهای است که او را با یک ویژگی خاص میکشد: در کنار بدن، قاتل همیشه نامهای با بینش متروک و بسیار واضح خود از جهان، از زندگی و تاریکی که در او بازتاب مییابد، به جا میگذارد.
In a sparse and inhospitable land, the policeman Enzo Vitello, a man with a dark past, is obsessed with "Dostoyevsky", a serial killer whom he kills with a peculiarity: next to the body, the murderer always leaves a letter with his desolate and very clear vision of the world, of life and darkness that Vitello hears resonating in him.
